آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
166
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
پادشاه اسپانى بود ، و چون آگاه شد كه جيمز اول پادشاه انگلستان حاضرست او را چون سفيرى پذيرايى كند ، از پى مسافرت به انگلستان برخاست و در اواسط ماه ذىالحجهء سال 1018 هجرى ( مارس 1610 م . ) براى تحصيل اجازهء مرخصى بهخدمت فيليپ سوم رسيد . پادشاه اسپانى گذشته از جواب نامههاى شاه عباس ، چهار هزار دوكا نيز به او بخشيد . ولى شرلى به عللى چند مجبور شد كه تا تابستان 1020 در اسپانى بماند ، و در اين مدت زن خود را هم كه در لهستان مانده بود ، به مادريد آورد . چون در ماه جمادى الاول سال 1019 ه ( 1610 م . ) آنتونيو دوگوهآ و دنگيزبيگ روملو ، كه در سال 1017 از ايران به قصد اسپانى بيرون آمده بودند ، و شرح آن در صفحات پيش گذشت ، به آن كشور رسيدند ، و از جانب شاه عباس هداياى گرانبها از پارچههاى ابريشمى و جواهر قيمتى تقديم فيليپ سوم كردند ، شاه اسپانى تا حدى به قبول پيشنهادهاى رابرت شرلى دربارهء تجارت ايران و اسپانى و شرايط شاه عباس در فرستادن ابريشم ايران از راه هرمز و هندوستان به اروپا ، تن داد ، و مقرر شد كه شرلى از بندر « ليسبون » با كشتى به ايران بازگردد . ولى چون جواب قطعى پادشاه به پيشنهادهاى او به تأخير افتاد ، مصمم شد كه از اسپانى به انگلستان رود و پيشنهادهاى بازرگانى خويش را با جيمز اول در ميان گذارد . مقصودى وى آن بود كه به دستور شاه عباس با پادشاه انگلستان يك قرارداد بازرگانى منعقد سازد و راه تازهاى براى صدور ابريشم و ساير كالاهاى ايرانى به اروپا باز كند ، تا بازرگانان ايران ناگزير مال التجارهء خود را از خاك عثمانى به اروپا نفرستند و سلطان عثمانى از حقوق گمركى گزافى كه از كالاهاى